تبليغاتX
دوستِت دارم فرشته
شب رفتنت آرزو می کنم // خدا وقت دوریتو کمتر کنه

نپرسید

ازم پرسید من رو بیشتر دوست داری یا زندگیتو

خوب من هم راستش رو گفتم زندگیمو

ازم نپرسید چرا

گریه کرد و رفت اما ندونست که اون خودش زندگیمه

 

ویرانه

غربت ديرينه ام را با تو قسمت مي كنم
تا ابد با درد و رنج خويش خلوت مي كنم
رفتي و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد
من در اين ويرانه ها احساس غربت ميکنم

 


 

می خواستم این جا عکس یه گل بزارم ولی تو بزار. اگه توی آیینه نگاه کنی  گلی که من می خواستم بزارم اینجا رو می بینی.

 

 


رفتنت آغاز ویرانیست فرشته

حرفش را نزن

ابتدای یک پریشانیست

حرفش را نزن

گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو

چشم هایم بی تو بارانی است

حرفش را نزن

حرفش را نزن

حرفش را نزن

حرفش را نزن

حرفش را نزن

حرفش را نزن

 

فرشته ی مهربونم خیلی دلم برات تنگ شده. خیلی خیلی خیلی. راستی فرشته داشتم به این فکر می کردم اگه یه روزی خواستی برگردی چطوری می خوای منو ببخشی؟؟ آخه من بت قول داده بودم که دیگه چت نکنم. ولی به خدا مجبور بودم. اگه بخشیدیم مرسی ولی خودم خودمو نمی بخشم. هیچ وقت.

گلم خیلی دلم برات تنگ شده.....................................

خواهش. برگرد. به خدا من دوستت دارم. فقط به خاطر خودت. اون موقعی که بودی آرزوم این بود که یه بار با صدای خودت بام حرف بزنی ولی حیف انقدر برات غریبه بودم که یه بار هم به آرزوم نرسوندیم. الهامم من خودت رو دوستت دارم. همین چیزی که هستی فرشتم. من فرشته ی خودم رو دوست دارم. می خوام منم خودم باشم. ولی اگه تو بخوای عوض می شم. الهامم یه خواهش اگه می شه به آرزویی که الان دارم برسونم. مطمئنم که می دونی بزرگترین آرزوی من چیه.

همه حرف خوب می زنن٬ اما اون که خوبه این وسط

بعد و خوبش به شما٬ ما که رسیدیم ته خط

غربونت برم خدا٬ چقدر غریبی رو زمین

آره دنیا ما نخواستیم ٬ دلو با خودت نبین

نمی خوام دربه در پیچ و خم این جاده شم 

واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

یا یه موجود کمو خالی و پر افاده شم

وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم

این همه چرخیدی و چرخوندی آخرش چی شد

این بلیط شانس دائم بگو قسمت کی شد؟؟؟؟

 

فرشتم به خدا می خوام پیاده شم. اینو جواد رضویان خوند. نمی دونم دیدیش یا نه. شاید وقتی دیدیش خندیدی ولی بدون بعضی ها وقتی اینو می بینن نمی خندن. بگردی رو موبایل ها هست.

بگذریم فرشتم. هفته ی دیگه فکر می کنم باید بری دانشگاه. درساتو مرور کن رفتی اونجا کم نیاری. دوست ندارم بقیه فکر کنن الهام من درسش بده.

از این هم بگذریم. ولی از هر چی که بگذریم از نماز نمی شه گذشت. خاک تو سرم. هنوز نمازم رو نخوندم. البته یادم رفت. ولی چون گفتی هر وقت خواستی نماز نخونی به یاد من بیفت. دیگه هیچچ وقت قضا نمی شن. ولی من هر وقت که می خونم به یادتم. نه وقتی نمی خونم.

راستی یه چیز دیگه. من همیشه توی خیابون٬ ماشین و .. همش نگاه می کردم شاید یه روزی دیدمت. امروز از کنار یکی رد شدم فکر کردم تویی. ولی از این به بعد همیشه می بینمت. چون از این به بعد هر وقت خواستم به کسی نگاه کنم ببینم تویی یا نه به قلبم نگاه می کنم. مطمئنم اون جایی.

خدای مهربونم مواظب الهامم باش. مرسی گلم.

در پناه خدا باشی الهام گلم.

خدانگهدار

شب رفتنت آرزو می کنم    خدا وقت دوریتو کمتـــــــــــــــــــر کنه

 

خوب من نمازم رو خوندم. تو چی فرشته خوندی؟ حالا هم می خوام برم بعدی رو بخونم ولی قبلش می خوام یکمی برای فرشتم بنویسم. الهامم هر وقت میام توی وبلاگت می خوام مطالب قبلی رو عوض کنم یا پاکشون کنم ولی این کارو نمی کنم پس اگه بدن ببخشم. فرشتم امروز شستمین روز هجده سالگیته و شستمین روزیه که منو تنها گذاشتی. ولی

بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم.

راستی امروز بازم توی دفتر خاطراتمون یادم اومد گفتی من ابی گوش می کنم. می خوام برم دنبال آهنگاش. فکر نمی کنم تا حالا گوش کرده باشم. ولی مطمئنم خیلی قشنگ می خونه که تو گوش می کنی.

در هر صورت دوستت دارم. حالا هم اگه اجازه بدی می خوام برم برات دعا کنم. راستی فرشتم امروز قرار بود برم جمکران ولی نرفتم. آخه به خودم قول دادم بدون فرشتم هیج جا نرم.

بازم ببخش منو که بد می نویسم. آخه بلد نیستم. اگه بعضی جاها هم دیدی که قشنگ نوشتم بدون اون قشنگی مال نوشته های من نیست. اون قشنگی مال عشق منه.

قربونت برم. شایدم رفتم

همیشه منتظرتم.

در پناه خدا باشی

فرشتم راستی آهنگ وبلاگتو که گوش کردی. خواستم بگم به جون فرشتم عوضش نمی کنم ولی نمی گم. آخه اگه یه روزی عوضش کردم چی؟؟؟ پس به جون خودم عوضش نمی کنم تا وقتی که برگردی.

مانده ام در کوچه های بی کسی   

سنگ قبرم را نمی سازد کسی

مردمو خاکسترم را باد برد

بهترین یارم مرا از یاد برد

ولی

آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم

از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم

تقصیر کسی نیست که این گونه غریبیم

شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم

 

بازم شب رفتنت آرزو می کنم

خدا وقت دوریتو کمتر کنه

نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 ساعت 19:32 | لینک ثابت |

تو آسمون قلبم خدا خودش نوشته/ یه لحظه با تو بودن بالاتر از بهشته

دوستت دارم

اگه من شاخه خشكم ، نفس سبز يه برگي
اگه من شيشه ماتم ، تو تلنگر تگرگي

اگه من حسرت خاكم، دعوت شرشر‌ آبي
اگه من خسته درختم ، تو برام بالش خوابي

اگه نوحم تويي عمرم ، اگه صبرم تويي ايوب
تو صدايي من سكوتم ، تو طلوعي من شب و روز

عشق تو يه سرنوشته ، بوي تو بوي بهشته
خدا اسمتو تو قلبم ، با دوستت دارم نوشته
با دوستت دارم نوشته
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم نوشته

تو عزيزي تو اميدي تو شكوهي تو مرادي
تو طلوعي تو نجاتي تو بزرگي تو زيادي
تو دليل لحظه هايي مقصد نوشته هايي
اي تنت شعر نوازش
تو تن فرشته هايي

 

 

سلام فرشته. امروز دیروز خوش گذشت؟ امیدوارم امروز هم بت خوش بگذره.

فرشتم من دارم بزرگ می شم. ولی هر چی هم که بشم بازم مشکلم حل نمی شه. ببین فرشتم خوب مگه چه اشکالی داره؟ یعنی فقط مشکل تو همین ۵ ماه و ۱۲ روزه؟ انقدر دعا میکنم تا بزرگتر شم.

ببخشید به یه دلایلی من زیاد نمی تونم توی این وبلاگ بنویسیم.

 

 

گویند ز عشق کن جدایی٬ این نیست طریق آشنایی

پرورده ی عشق شد سرشتم٬ جز عشق مباد سرنوشتم

 

تقدیم به تنها فرشته ی روی زمین٬ گل همیشه بهاری من٬ الهام

نوشته شده توسط محمد در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 7:59 | لینک ثابت |

صبر کن

از طرف یه عاشق

نوشته شده توسط محمد در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 ساعت 16:28 | لینک ثابت |

به نام خدای مهربون
شب رفتنت آرزو می کنم /// خدا وقت دوریتو کم تر کنه

 سلام فرشته ی مهربونم. تبریک بت می گم خیلی خیلی زیاد. به خودمم تبریک می گم. اصلاً به همه تبریک می گم. الهام من دانشگاه قبول شده. فرشتم می خواد بره دانشگاه.

خدایا مرسی، قربونت برم ، فدات شم، بمیرم برات الهی.

خب فرشته انتخاب رشته خوب کردی؟ یادت که نرفته، کمتر از پزشکی ممنوع.

راستی نیمه ی شعبان رو هم بت تبریک می گم. شاید دیشب هر دوتامون توی یه جشن بودیم. انقدر خوشحال بودم که توی جشنی هستم که الهامم هم شاید اونجا باشه... چند تا عکس ازش گرفتم این پایین هست ببین.

عکس جشن

عکس جشن

به من که دیشب  خیلی خوش گذشت به تو چی؟ راستی دیشب کارت قرعه کشی می دادن من برای تو هم گرفتم ولی امشب نیومدم ببینم برنده شدی یا نه؛ آخه فرشته ی من همیشه برنده ست.

الهامم خیلی برات دعا کردم که دانشگاه قبول شی. ولی یادت باشه گفته بودی اگه قبول هم بشی بازم تنهام نمی زاری. ای کاش یکی هم بود برای من دعا می کرد.

راستش من امشب همش دنبال بهانم که بت تبریک بگم. یادم اومد امروز ۱۸ سال ۵۳ روزت می شه. گفتم اینم بت تبریک بگم دوباره. خب دیگه چی رو بت تبریک بگم؟ بعد فکراتو بکن خودت به جای من به خودت تبریک بگو. باش گلم!

الهامم نمی دونم چرا ولی دوست دارم موقعی که دلم گرفته برات بنویسم. نه الان که انگار دنیا رو بم دادن. آخه فرشتم دانشگاه قبول شده. شاید به خاطر خود خواهیه که وقتی دلم می گیره میام برات بنویسم که خودم خالی شم٬ شایدم به خاطر اینه که من توی غم چیز قشنگی دیدم که هیچ وقت توی شادی ندیدم. شایدم ...

در هر صورت تو قرار بود آدمم کنی. درسته یکمی آدمم کردی ولی می خوام بیشتر از اینا روم کار کنی. حالا حالا ها جا داره تا من آدم شم.

 

قلبم رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا ؟؟؟ چون حالا هر تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره

 

وای داشت یادم می رفت. ببخشید که چند روزه برات ننوشتم آخه امتحان داشتم دو تا همزمان. یادته همونی که نرفتم بدمش بعد اومدم توی اون پارک. وای یادش بخیر اون بچه ی سه ساله هم گم شده بود مامانش دنبالش می گشت.   آخرم نفهمیدیم پیداش کرد یا نه؟ من که فکر می کنم پیداش نکرد.

 

عشق با روح شقايق زيباست، عشق با حسرت عاشق زيباست، عشق با نبض دقايق زيباست، عشق با زهر حقايق زيباست، عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست

 

بعدش من بدون خداحافظی رفتم و کلی شرمنده شدم. ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشد... بازم مرسی مهربونم که بخشیدیم. ولی این خودم که نمی تونم ببخشم خودمو پس انقدر از خودم معذرت خواهی می کنم تا بتونم ببخشم.

مهربونم انقدر حرف دارم برات بنویسم ولی حیف که نمی شه از تو گفت، از تو نوشت.

 

***   تو فقط   ***

بار الها!

تو فقط

تو رفیقی کن و با ما مهربان باش

                                         بیا ...

                                         دست محتاجمان بگیر از دست غم

                                         من که محتاج نگاهی از توام

پس ماراا دریاب و مگذار آخر کارمان به تباهی بکشد

توخودت می دانی

                         که خدا ...

شیطان هم به در رحمت تو می نگرد

                                                 پس امیدم را باز به تو من می بندم

                                                 و دعا می کنم ای کاش که روزی

                                                                            ... تو ما را دریابی!

 

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پرپر شدنش 

سوز و نوایی نکنیم  

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم ز غفلت

من و مایی نکنیم

یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی 

 نکنیم، 

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر  

بی سرو پایی نکنیم

 

نکته ی کنکوری: این عکسو من درست نکردم.

 

 

 

 

***خانه ی دوست کجاست؟***

 در فلق بود که پرسید سوار

آسمان مکثی کرد.

رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت

به تاریکی شنها بخشید

و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:

نرسیده به درخت ٬

کوچه باغیست که از خواب خدا سبزتر است

و در آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت آبیست .

میروی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ

سر به در می آرد.

پس به سمت گل تنهایی می پیچی .

دو قدم مانده به گل٬

پای فواره ی جاوید اساطیر زمان می مانی

و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد.

در صمیمیت سیال فضا

خش خشی می شنوی .

کودکی می بینی ٬

رفته از کاج بلندی بالا ٬

جوجه بردارد از لانه ی نور

و از او می پرسی :

خانه ی دوست کجاست ؟

آخرش هم نفهمیدم خونتون کجاست!؟ 

 

بار خدايا! اگر دوست داشتن زيباست پس چراجدائي را پايان آن قرار دادي؟ پروردگارا! اگر عشق کمال معرفت است پس چرا عقل آفريدي؟ معبودا! اگر نااميدي و ياس گناه کبيره اند پس چراشور و شوق زودگذرند؟ معشوقا! اگر صبر و شکيبائي مقدمه زندگي اند پس چرا بيقراري و بيتابي عجولند

 

 

 

 

اینم عکس پس زمینمه تقدیم به تو

 

دل این سنگ دلان سرد و سیاه است اینجا

به خدا زندگی ام بی تو تباه است اینجا

با من این مرده دلان کاش سخن می گفتند

تا بپرسم که چرا عشق گناه است اینجا ...

و به تنهایی من عشق گواه است اینجا ...

 

 

تا بپرسم که چرا عشق گناه است اینجا ...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

 

دیروز که سجاده ام را باز می کردم ...

خوشحال بودم

 

چون امن ترین جا برای گریه ها و راز و نیازم داشتم

 

اما ...

امروز بیش تر از دیروز سجاده ام را دوست دارم

 

می دانی چرا گلکم؟

چون سجاده ام بوی تو را برایم به ارمغان می آورد

 

فرشته ببخش. مثل همیشه مزاحمت شدم. خواهش می کنم ببخش منو. خب دیگه اگه اجازه بدی برم بخوابم. ساعت داره ۴ صبح می شه. گل بالا رو هم تقدی می کنم به عشقم با عشق

مواظب خودت باش

درست رو هم بخون

در پناه خدا باشی

خدانگهدار  

نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه هشتم شهریور 1386 ساعت 3:40 | لینک ثابت |

به نام خدای مهربون

سلام فرشته. خوبی گلم؟ مرسی منم خوبم.

فرشته نمی دونم چطوری می خوای منو ببخشی ولی ببخش. آخه من نمی خواستم مزاحمت شم به خاطر همینم به الهام گفتم که اون کارو برام بکنه. ببخشید٬ ببخشید٬ ببحشید٬ ببحشید٬ ببحشید٬ ببحشید٬ ببحشید٬ این دفعه نمی گم مرسی که بخشیدی. چون می دونم نبخشیدی.

فرشته ی مهربونم قراره زنگ بزنم جواب رو بگیرم. ولی می ترسم. امروز زنگ زدم خونتون. می خواستم بات حرف بزنم. می خواستم همه چی رو خودم بگم ولی خواهرت برداشت. شاید خدا خواسته که الهام بت بگه. در هر صورت فرشته من دوستت دارم. به خدا دوستت دارم. به جون الهامم دوستت دارم. به جون همه دوستت دارم. هیچ جوری هم نمی تونم دیگه بت فکر نکنم. حتی اگه بمیرم. پس فرشته ی مهربونم بیا با هم باشیم.

 

راستی گلم روز جوان رو بت تبریک می گم. روزت مبارک فرشته ی مهربونم

 

روزت مبارک فرشته

توی یـک اتـــاق خســته عشق من تنها نــشســتـه  

                                 شعر می گم براش شب و روز ، از همه زمونه خسته

توی یـک اتـــاق خســته الهــامم تنــها نشــــســتـه      

                                کاشـــکی برگـــرده دوبــاره نبــینم قــلبـمو شــکســتــه

توی یک صدای خسته می شنوه دوستت دارم رو  

                               فـکر کنـم بــاور نــداره، کــه مــی خــواد تنــهام بزاره

توی یـــک آســمون پاک یه فرشته خیلی بی باک     

                               مــی پــره از روی ابـــرا ، مــی نــدازه عشقو به فردا

                     ♥ من می گم عشق خیلی خوبه ♥

                     ♥ اون مــی گه هـمــش دروغه ♥

                     ♥ مـن مــی گـم عاشــقت هستم ♥

                     ♥ اون می گه من خیلی خـسـتم ♥

تــوی یـک خیـابون مـاه، یه عــاشق تنـها نـشسته    

                            فــکر کنــم مـی خــواد بــبینه یــه فــرشته خیلی خستـه

توی یک عشق خدایی ما دوتـا بـا هم نــشــســتیم    

                          خیــلی خوشــخــیالم امـــا آخـــرش مـــی بیــنی هسـتیم

 

♥♥♥

فرشته ی مهربونم. خستم. دلم خیلی برای شنیدن صدات تنگ شده. کاشکی دوستم داشته باشی

 

اصلاْ دوست ندارم عشقم تموم شه. الان که زنگ زدم حتی تو اگه گفته باشی نه. من تا آخر عمرم توی همین وبلاگ می نویسم. اگه یه روزی دیدی دیگه کسی توی این وبلاگ هیچی نمی نویسه بدون من مردم. ولی فکر نکن که اونجا برات نمی نویسم چون خدا قراره اونجا یه لپ تاب بم بده.

 

فرشته مهربونم ترخدا نرو. به خدا اگه تنهام بزاری می میرم. الهامم یادته روز تولدت قلبم رو برات کادو اوردم بعد تو گفتی که یه روزی همه ی اینا یادت می ره و میای قلبتو پس می گیری. الهامم دیدی پس نگرفتم به جون الهامم اگه حتی تنهام بزاری هم هیچ وقت قلبمو پس نمی گیرم.

 

در مرام ما رفیقان نیست رسم ترک دوست         عهد با هر که ببندیم جانمان در دست اوست

 

برگرد فرشته ی مهربونم

 

فرشته ی مهربونم می خوام برم نماز بخونم. ببخشید. انقدر به خدا التماس می کنم تا هیچ وقت تو رو ازم نگیره.

فرشته ی گلم تو به خدا نزدیک تری پس تو برام دعا کن 

 

خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است        کارم از گریه گذشته است بدان می خندم

دوستت دارم

 

عشق يعنی هر چه داری نيم کن

عشق يعنی خاطرات بی غبار
دفتری از شعر و از عطر بهار

عشق يعنی يك تمنا، يك نياز
زمزمه از عاشقی
 با سوز و ساز

عشق يعنی چشم خيس مست او
زير باران دست تو در دست او


عشق يعنی عطر خجلت... شور عشق
گرمی دست تو در آغوش عشق

عشق يعنی «بی تو هرگز ... پس بمان»
تا سحر از عاشقی با او بخوان

عشق يعنی هر چه داری نيم كن
از برايش قلب خود تقديم كن

در پناه خدای مهربون باشی

نوشته شده توسط محمد در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 20:34 | لینک ثابت |

بازم عشق

به نام خدا ی مهربون

الهامم من هیچ وقت دوست نداشتم برای کسی کار کنم. به خاطر همینم بود که. کار قبلیم رو بی خیال شدم آخه فکر کردم داره بم دستور میده ولی الان یکی از دوستام بم پیشنهاد داد و گفت اگه دانشگاه قبول نشدی بیا بریم مشهد داخل یه رستوران کار کنیم. منم قبول کردم. الا ن دیگه دوست دارم برای کسی کار کنم.  آخه اینطوری  می تونم هر روز برم برات دعا کنم. فکرشو بکن. کاشکی دانشگاه قبول نشم. فرشته ی مهربونم دوستت دارم

در پناه خدا باشی

خدای مهربونم مواظبش باش

نوشته شده توسط محمد در جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 11:36 | لینک ثابت |

به تو می اندیشم

 

درتمام لحظات تنهایی ام که گویی پایان نخواهد یافت

 

تنها به تومی اندیشم

 

به توکه احساس مرانادیده نخواهی گرفت ومراقبل ازآنکه درمرداب اندوه

 

 غرق شوم نجات خواهی داد.عشق مراخواهی ستود ودرباغ کوچک قلبم ؛

 

گل امیدخواهی کاشت.

 

تنهاچیزی که برایم ارزشمنداست توهستی .

 

تویی که نمی توانم حتی درخیالم به بی توبودن

 

 حتی برای یک لحظه ی کوتاه فکرکنم.

 

می دانم تاکی باید صبرکنم اما دوباره صبرمی کنم چون عادت کرده ام

 

یاد بگیرم غیرازصبرکردن وتسلی یافتن باخاطرات زیبایت چاره ای ندارم .

 

نیامدنت قلبم راسخت می فشارد

 

اما به امید آمدنت تا لحظه ی مرگ می مانم

 

 یا توخواهی آمد یا دراغوش مرگ تا ابد خواهم خوابید

 

فرشته منو می بخشی؟ آخه بت گفته بودم هیچ وقت بت دروغ نمی گم ولی بت دروغ گفتم. بیت گفتم عاشقتم. ببخشید دروغ بود. ولی حالا می گم عاشقتم.

ببخشید٬ ببخشید٬ ببخشید٬ چه زود بخشیدی.

اگه بدونی چقدر دلم برای این که باز زنگ بزنی منم همش بگم ببخشید تنگ شده...

ولی نمی دونم تو باز می گی یه جوری شدم یا نه؟؟؟

نوشته شده توسط محمد در جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 3:0 | لینک ثابت |

دوستت دارم

سلام فرشته. خیلی وقته برات ننوشتم. ببخشید.

طبق معمول بازم نصفه شبه و تو خوابی و من دارم دعا می کنم برات خواب های خوب ببینی.

 

گفتی می خوای بری سفر         خیره شدن چشام به در

 

 

الهامم کی تموم می شه؟ می دونی چند روزه ندیدمت؟ 46 روز. اگه هم زنگ نزده بودی که بگی دیگه من زنگ نزنم خونتون حتی صدات رو هم نمی شنیدم. راستی ببخشید من سه بار زنگ زدم خونتون. دو بارش رو برداشتی. می دونم خود خواهیه ولی ببخش. دوست داشتم صدای فرشتمو بشنوم. حتی اگه یک کلمه بگه. چند بار دیگه هم زنگ زدم ولی خودت بر نداشتی. کلی بات حرف دارم. نمی دونم چرا همون موقعی که خودت گوشی رو برداشتی بات حرف نزدم. بگذریم...

الهامم خیلی وقته ازت معذرت خواهی نکردم.

ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید ، ببخشید، ببخشید، ببخشید، الهامم دوست دارم تا آخر عمرم بگم ببخشید ولی چون تو زود بخشیدیم دیگه نمی گم. مرسی.

راستی فرشته چند روز دیگه نتیجه ی کنکورم میاد. تو که بم نگفتی قبول شدی یا نه. ببین اگه قبول شدی بگو چون اگه نگی من فکر می کنم قبول نشدی اونوقت دیگه نمی تونم برم دانشگاه. پس بگو.

راستی الهام گفته بودی هر وقت نماز نمی خونی یاد من بیفت. ولی من نمی دونم چرا هر وقت نماز می خونم یاد تو می افتم. ولی امشب اولین شبی بود که می خواستم نماز نخونم. ولی وقتی خواستم نخونم یاد تو افتادم.

الهامم خستم. ببین ترخدا برگرد. اگه به خاطر سر گرمی بام دوست شدی به خدا بازم می شم سر گرمیت. اگه به خاطر این دوست شدی که بم بخندی می شم دلقکت. اگه به خاطر این بام دوست شدی که مسخرم کنی خوب بازم بکن. ولی نرو.

امروز یه وبلاگ پیدا کردم خیلی خوب بود ولی حالمو گرفته. آخه آخرش به عشقش نرسید. راستی الهام تو می دونی چرا آدما این طورین؟.....

الهامم نمی دونم چرا هیچ وقت نگران نشدم که یه روزی از دستت بدم. شاید به خاطر این بود که خدا گفته بود میای. ولی امروز که این وبلاگ رو خوندم نگران شدم. راستی فرشتم کسی این چند روزه کسی زنگ نزد بت؟ هم اسم خودت هم بود. البته اینو بعد برات توضیح می دم.

داره دیر میشه . می ترسم فرشته.

 راستی الهامم یادته قبل از کنکور بت زنگ زدم گفتم پنج شنبه حتماً بم زنگ بزن؟ من فقط می خواستم بت بگم برام دعا کنی که دانشگاه قبول شم. اگه زنگ می زدی حداقل اون همه شعر توی برگم نمی نوشتم.  اه یادم رفت چی می خواستم بگم... اینو بی خیال تا وقتی که یادم بیاد. یادم اومد ...

حالا نمی گم زنگ بزن. فقط می گم برام دعا کن. برام دعا کن که خدا کمکم کنه. آخه دعای تو فرق داره با دعای ما آدما فرشته ی قشنگم.

خب مهربونم خیلی مزاحمت نمی شم.

خواب های خشکل ببینی.

خاک پای نازنینت ( از طرفی عاشقی تنها )

Only GOD_e

نوشته شده توسط محمد در جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 2:1 | لینک ثابت |

عشق

سلام فرشته. خوبی؟

I Love you

مرسی که بازم پرسیدی. آره منم خوبم.

 

اگر از مـن بربــايند تــو را خــواهم مــرد

پشت پر چين همـين ثانــيه ها خــواهم مرد

شب عشق است دلم تنگ و غمت بي پروا

آه امشــب گلــکم بــي تو کجـا خواهم مرد

از خـــــدا خـــواست دلـــم با زبــیايي اما

بي تــو امشب لب درياي دعـا خواهم مرد

اگـر امــشب ســحري داشــته باشـــد امــا

تا سحر چشم به راهت به خدا خواهم مرد

مــاه مــن باز کجــايي کــه مــن اينجا تنها

زيــر آوار غــم حــادثه هــا خــواهم مرد

باورم کــن کــه اگــر بـي تو بمانم روزي

يا جنون خيمه زند بر من و يا خواهم مرد

 

فرشته چی بنویسم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خدایا آن که در تنهاترین تنهایی ام تنهای تنهایم گذاشت تنهایش مگذار

 

Doostet daram kheily kame

 

ای کسانی که مأمور دفن من هستید، هنگام بردنم :

 

جنازه ام را در کفن سیاه رنگی بپیچید تا بدانند هر چه سیاهی بوده از آن من بوده است.

دستانم را از کفن بیرون بگذارید تا بدانند با دست خالی به سوی دیار نیستی می شتابم.

چشمانم را باز بگذارید تا بدانند چشم به راه جان سپردم.

لبانم را باز بگذارید تا بدانند تا آخرین لحظات با فریاد دوستت دارم خاموش شده ام.

سپس قطعه یخی را بر تابوتم بگذارید تا به جای تنها یارم بز مزارم گریه کند.

و اسمم را بر مزار ننویسید تا زود از یاد بروم

 

 

LOVE

 

 

نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت 22:10 | لینک ثابت |

عشق خشکل

سلام فرشته ی مهربونم. خوبی گله؟

مرسی منم خوبم. خیلی ممنون که پرسیدی

دیشب به یکی از دوستام قول دادم که یه هفته توی این وبلاگ برات ننویسم. گفت اگه ننویسی نظر می ده. ولی نتونستم. پس انقدر می نویسم تا نظر بدی. راستی داشتم توی  اینترنت تاب می خوردم یه نامه ی عاشقانه ی خیلی قشنگ پیدا کردم. خب ببین راست می گه اگه تو با یکی دیگه دوست شی خب اونوقت منم مُتاد می شم و می میرم. همین دیگه خیلی وقتت رو نمی گیرم.

 

در پناه خدا باشی

نوشته شده توسط محمد در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 10:1 | لینک ثابت |